خارج از وزن..سبک..وحشی.. به ته خط رسیدن و ریدن
به تمام انچه گفتن و گفتی.... با چشای خیس خندیدن
مثل یه التم پس از انزال تو دیالوگ با یه گله ادم کسخولو بیمار
مثل یه خواب بد تو ذهن یه سگ پیر
که تمام عمرو شاشیده رو دیوار
مثل کفتار زوزه میکشم شبا رو شکل یه زخم رو تنی بیمار
دیگه مشروب مست شده از من یه خاکسترم از این سیگار
دلخوشم نکن که پشت این سنگر لشکری از ترس و تردیده
ما همیشه دروغ میگفتیم........ گرگ اینجا.. تو گله خوابیده
مثل یه زن تو تجاوزی جنسی شل گرفتم که درد کمتر شه
یه پل شکسته بین دو هیچ خطرش هست که باز خم تر شه
یه سرنگ آلوده توی رگم پر ویروس دلتنگی و وحشت....
مثل یه بچه گربه که لگد خورده.. خاطراتش تو کوچه ای خلوت
شدم یه حلقه ازدواج که ..... توی طاق مستراح افتاد
مثل تشویش دختری دانشجو.که واسه نمره خوابیده با استاد
یه دخترم که کرم های تنش ... تنها دلخوشی شب هاشن
یه کویری که خواب میبینه .... تو تنش گرگها اب میپاشن
خارج از وزن یه نت لالم.... که دل از سنفونی شدن کنده
بی صدا تر از همیشه........ . ..... با چشای خیس میخنده
برچسب: خارج از وزن سبک وحشی,خارج از وزن یه نت لالم,
نویسنده: علی کوشکی